عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
74
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و صوّرك و على البروج كوّرك ؟ اى ماه ترا كه ماه كرد و اين رنگ كه داد و اين خط كه كشيد ؟ طرازت كه بست ؟ زلفت كه گشاد ؟ شب چارده نور كه تمام كرد ؟ باوّل كه فزود ؟ به آخر كه كاست ؟ اين صنع كه نمود و اين قدرت كه خواست ؟ اى شمس در ذات بعيدى در نور قريبى ، چون سر برآرى عالم را چراغى ، چون گرم گردى داغى ، چون راست گردى ميزانى ، نه افزايى نه در نقصانى ، چون فرو شوى مبشّر روزه - دارانى ، كرامت سليمانى معجزهء سيّد پيغامبرانى . اى زحل گران رو در فلك هفتمى هر روز نيم دقيقه روى ، برجى بسى ماه گذارى ، فلك بسى سال برى ، وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ . اى جوانمرد ! نظاره كن اندر آن قبّهاى كه بالاى وى بروشنايى اجرام آبگينهها روشن كنند . روا ندارد عقل كه از آن يكى بىصانعى اندر محل خويش آرام گيرد . پس اين مواكب كواكب و اين اختران ثواقب اندر مراتب فلك كى روا بود بىصنع قادرى و بىجبر قاهرى ؟ تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً . گفتهاند مراد از اين آسمان ، آسمان قرآن است كه جمله اهل ايمان در ظل بيان وىاند و اندر حمايت دولت وى . روزگار دين ميگذرانند ، هر سورتى چون برجى هر آيتى چون درجى ، هر كلمهاى چون دقيقهاى ، هر حرفى بر مثال ثوانى اندر آسمان مثانى ، آنجا در عالم صور سبع مبانى است و اينجا در عالم سور سبع مثانى . چنان كه در شب هر كه چشم بر ستاره دارد راه زمين وى گم نشود ، هر كه اندر شب فتنه از بيم شك و شبهت چشم دل بر ستارهء آيت قرآن دارد ، راه دينش گم نشود . آن آسمان صورت به چشم سر همين بين تا راه قدم بر خاك گم نشود و اين آسمان سورت به چشم سرّ همى بين تا راه همم به حضرت پاك گم نشود . وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً - او آن خداوندست كه فلك آفريد و مدت دور وى دو قسم گردانيد : يك قسم از آن شب ديجور نهاد كه اندر آن وقت ،